عقیده اهل سنت در باره خلافت ابوبکر از مهمترین کتب عقاید اهل سنت
پنجشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۱، ۰۸:۵۰ ق.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عقیده اهل سنت در باره خلافت ابوبکر بعد از پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم):
(معرّفی مهم ترین کتب علم عقاید اهل سنت:
کتاب مواقف در علم کلام ، شرح مواقف و شرح مقاصد.
این کتاب ها در قرن هشتم و نهم هجرى تألیف شده و در حوزه هاى علمیّه تدریس مى شده اند. اساتید فنّ از اهل سنّت شرح ها و حاشیه هاى زیادى بر این کتاب ها نوشته اند.)
در کتاب شرح المواقف آمده است:
« مقصد چهارم: در مورد امام به حق بعد از رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله است. امامت طبق اعتقاد ما مخصوص ابوبکر است ولى به اعتقاد شیعه امام به حق پس از پیامبر صلى اللّه علیه وآله على است.
ما در این موضوع دو راه ارائه مى نماییم:
1 ـ راه تعیین امام سخن صریح پیامبر است.
2 ـ راه تعیین امام اجماع مردم است.
اما درباره امامت بعد از پیامبر سخنى از خدا و رسولش دیده نشده است و اما اجماع نیز بر غیر ابوبکر ـ که امّت اتفاق کرده اند ـ نداریم.
فقط بر حقانیّت امامت سه نفر اجماع تحقّق مى یابد: ابوبکر، على و عباس. سپس آن دو نفر (على و عباس) به جهت این که مخالفتى با ابوبکر نکردند; پس اگر ابوبکر بر حق نبود به طور حتم آن ها با او منازعه مى کردند.
بنا بر این دلیل امامت ابوبکر از طریق اجماع، کامل و تمام مى شود. » (شرح المواقف، ج8، ص354)
و در کتاب شرح المقاصد نیز آمده است:
« راه تعیین امام یا سخن صریح است، یا اختیار امّت. امّا سخن صریح در حق ابوبکر موجود نیست، ولى او با اتّفاق و اجماع مردم به امامت نصب شده است. » (شرج المقاصد، ج5، ص255)
در این دو کتاب گفته شده که ابوبکر با اجماع خلیفه شد.
اما سؤال ما این است که به راستى آن ها چه اجماع و اتّفاقى را بر امامت ابوبکر ادّعا مى کنند؟
نکته جالبی که در کتاب شرح المقاصد آمده است:
« ما وقتى که مى گوییم بر امامت ابوبکر اجماع و اتّفاق داریم، ادّعاى اجماع حقیقى و واقعى نمى کنیم چرا که مدّعى هستیم بر خلاف ابوبکر هم عدّه اى اتّفاق داشتند. و چنین نیست که همه مردم راضى به امامت ابوبکر بودند، بلکه امامت او در حقیقت بعد از اختلاف بین مهاجرین و انصار و القاى کشمکش بین انصار اوس و خزرج، و تنها با بیعت عمر در سقیفه آغاز شد. » (شرح المقاصد، ج5، ص254 - 267)
بله.
در یکی از مهمترین کتاب های عقاید اهل سنت آمده که ابوبکر مخالف هم داشت. و خلافتش با ابیعت عمر با او در سقیفه آغاز شد.
امّا اهل سنت امروزی میگویند تمام مردم با او بیعت کردند.
نکته جالب تر در کتاب شرح المقاصد:
« تمامى دانشمندان مسلمان بر امامت ابوبکر اتّفاق نظر دارند و با گمان نیکو به آنان، چنین استفاده مى شود که اگر به این امر با دلیل هاى روشن معرفت پیدا نمى کردند، هرگز همه آن ها بر امامت ابوبکر اتّفاق نظر نداشتند. » (شرح المقاصد، ج2، ص298)
با گمان نیکو به آنان ؟؟؟ (یعنی توجیه کردن تمام مسائل و اشتباهات)
و
« باید احترام اصحاب رسول خدا صلى اللّه علیه وآله حفظ شود و از طعن و تنقیص آن ها خوددارى گردد و باید حدیث هایى که به گونه اى نقصى را براى آنان ثابت مى کند توجیه کرد، و آن ها را به غیر ظاهر تأویل نمود و آن حدیث را در ویژه مواردى که به مهاجران و انصار مربوط مى شود توجیه کنیم. » (شرح المقاصد، ج2، ص303)
خب.
این هم از اجماع بر سر خلافت ابوبکر. و این هم از جملات تفتازانی مؤلف کتاب شرح المقاصد.
براستی چه مشکلاتی پیش آمده بود که اهل سنت موظفند همه چیز را توجیه کنند و حقیقت را بپوشانند؟؟؟
عقیده اهل سنت در باره خلافت ابوبکر بعد از پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم):
(معرّفی مهم ترین کتب علم عقاید اهل سنت:
کتاب مواقف در علم کلام ، شرح مواقف و شرح مقاصد.
این کتاب ها در قرن هشتم و نهم هجرى تألیف شده و در حوزه هاى علمیّه تدریس مى شده اند. اساتید فنّ از اهل سنّت شرح ها و حاشیه هاى زیادى بر این کتاب ها نوشته اند.)
در کتاب شرح المواقف آمده است:
« مقصد چهارم: در مورد امام به حق بعد از رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله است. امامت طبق اعتقاد ما مخصوص ابوبکر است ولى به اعتقاد شیعه امام به حق پس از پیامبر صلى اللّه علیه وآله على است.
ما در این موضوع دو راه ارائه مى نماییم:
1 ـ راه تعیین امام سخن صریح پیامبر است.
2 ـ راه تعیین امام اجماع مردم است.
اما درباره امامت بعد از پیامبر سخنى از خدا و رسولش دیده نشده است و اما اجماع نیز بر غیر ابوبکر ـ که امّت اتفاق کرده اند ـ نداریم.
فقط بر حقانیّت امامت سه نفر اجماع تحقّق مى یابد: ابوبکر، على و عباس. سپس آن دو نفر (على و عباس) به جهت این که مخالفتى با ابوبکر نکردند; پس اگر ابوبکر بر حق نبود به طور حتم آن ها با او منازعه مى کردند.
بنا بر این دلیل امامت ابوبکر از طریق اجماع، کامل و تمام مى شود. » (شرح المواقف، ج8، ص354)
و در کتاب شرح المقاصد نیز آمده است:
« راه تعیین امام یا سخن صریح است، یا اختیار امّت. امّا سخن صریح در حق ابوبکر موجود نیست، ولى او با اتّفاق و اجماع مردم به امامت نصب شده است. » (شرج المقاصد، ج5، ص255)
در این دو کتاب گفته شده که ابوبکر با اجماع خلیفه شد.
اما سؤال ما این است که به راستى آن ها چه اجماع و اتّفاقى را بر امامت ابوبکر ادّعا مى کنند؟
نکته جالبی که در کتاب شرح المقاصد آمده است:
« ما وقتى که مى گوییم بر امامت ابوبکر اجماع و اتّفاق داریم، ادّعاى اجماع حقیقى و واقعى نمى کنیم چرا که مدّعى هستیم بر خلاف ابوبکر هم عدّه اى اتّفاق داشتند. و چنین نیست که همه مردم راضى به امامت ابوبکر بودند، بلکه امامت او در حقیقت بعد از اختلاف بین مهاجرین و انصار و القاى کشمکش بین انصار اوس و خزرج، و تنها با بیعت عمر در سقیفه آغاز شد. » (شرح المقاصد، ج5، ص254 - 267)
بله.
در یکی از مهمترین کتاب های عقاید اهل سنت آمده که ابوبکر مخالف هم داشت. و خلافتش با ابیعت عمر با او در سقیفه آغاز شد.
امّا اهل سنت امروزی میگویند تمام مردم با او بیعت کردند.
نکته جالب تر در کتاب شرح المقاصد:
« تمامى دانشمندان مسلمان بر امامت ابوبکر اتّفاق نظر دارند و با گمان نیکو به آنان، چنین استفاده مى شود که اگر به این امر با دلیل هاى روشن معرفت پیدا نمى کردند، هرگز همه آن ها بر امامت ابوبکر اتّفاق نظر نداشتند. » (شرح المقاصد، ج2، ص298)
با گمان نیکو به آنان ؟؟؟ (یعنی توجیه کردن تمام مسائل و اشتباهات)
و
« باید احترام اصحاب رسول خدا صلى اللّه علیه وآله حفظ شود و از طعن و تنقیص آن ها خوددارى گردد و باید حدیث هایى که به گونه اى نقصى را براى آنان ثابت مى کند توجیه کرد، و آن ها را به غیر ظاهر تأویل نمود و آن حدیث را در ویژه مواردى که به مهاجران و انصار مربوط مى شود توجیه کنیم. » (شرح المقاصد، ج2، ص303)
خب.
این هم از اجماع بر سر خلافت ابوبکر. و این هم از جملات تفتازانی مؤلف کتاب شرح المقاصد.
براستی چه مشکلاتی پیش آمده بود که اهل سنت موظفند همه چیز را توجیه کنند و حقیقت را بپوشانند؟؟؟
- ۹۱/۰۸/۰۴
http://newsee.ir/1391/08/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/