خلیفه دوّم چگونه انتخاب شد و آیا مردم از انتخاب او راضی بودند؟ + تصویر کتاب
دوشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۱، ۱۲:۳۱ ب.ظ
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در این نوشته می خواهیم دو موضوع را روشن کنیم:
1- خلافت عمر با دستور ابوبکر و بدون مشورت با مردم انجام شد.
2- مردم از انتخاب عمر ناراضی بودند.
الف) ابوبکر عمر را بدون مشورت با مردم انتخاب کرد و اکثریت مردم نیز ناراضی بودند:
« لما استخلف أبو بکر عمر (رضی الله عنهما) … قد طلب من معقیب الدوسی أن یخبره عن رأی المسلمین فی ذلک فقال له: ما یقول الناس فی استخلافی عمر؟ قال: کرهه قوم و رضیه آخرون. قال أبو بکر: الذین کرهوه أکثر أم الذین رضوه؟ قال: بل الذین کرهوه. »
« وقتی أبو بکر میخواست عمر را به عنوان خلیفه معین کند، به معیقب الدوسی صحابی گفت: نظر مردم درباره خلیفه شدن عمر چیست؟ گفت: عدهای از خلافت عمر ناراضی هستند و عدهای هم راضی هستند. أبو بکر گفت: کسانی که ناراضی هستند تعدادشان بیشتر است یا کسانی که راضی هستند؟ گفت: کسانی که ناراضی هستند. »
(الآداب الشرعیة و المنح المرعیة امام محمّد بن مفلح، ج 1، ص 71، با تحقیق شعیب أرنوود)
« وقتی مرگ أبو بکر فرا رسید، کسی را فرستاد نزد عمر تا بیاید و او را به عنوان خلیفه معین کند. مردم اعتراض کردند و گفتند: تو کسی را برای ما خلیفه میکنی که بد اخلاق و تندخو است! الآن هم که در زمان خلافت شما است و او خلیفه نیست، بد اخلاق و تندخو است و اگر خلیفه شود، بدتر خواهد شد! اگر عمر را خلیفه ما کنی، جواب خدا را چه خواهی داد اگر فردا خدا را ملاقات کنی؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ اگر نزد خدا بروم، میگویم: بهترین خلقت را خلیفه مردم کردم. سپس کسی را دنبال عمر فرستاد و گفت: من تو را به عنوان خلیفه معرفی میکنم. »
(المصنف لإبن أبی شیبة الکوفی، ج 8، ص 574 ـ / کنز العمال للمتقی الهندی، ج 5، ص 678 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 2، ص 671)
توضیح: نتیجه ای که از این روایت می توان گرفت، این است که:
مردم آمدند به أبو بکر اعتراض کردند، ولی او به اعتراض مردم إعتناء نکرد. آیا منطق حاکم اسلامی باید این باشد؟! آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این طوری بود؟ آیا أمیر المؤمنین (علیه السلام) اینطوری بود؟ همه با أبو بکر مخالفت کردند، ولی او باز هم عمر را برای خلافت انتخاب کرد.
تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6
« وقتی وفات أبو بکر نزدیک شد، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. علی و طلحه وارد شدند بر أبو بکر و گفتند: چه کسی را به عنوان خلیفه معین کردهای؟ گفت: عمر را. گفتند: جواب خدا را چه خواهی داد در برابر این کاری که انجام میدهی؟ گفت: آیا میخواهید خدا را به من معرفی کنید؟ من از شما به خدا و عمر آگاهتر هستم. به خدا میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(الطبقات الکبری لمحمد بن سعد، ج 3، ص 274 ـ / تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 44، ص 251 ـ / إرواء الغلیل لمحمد ناصر الألبانی، ج 6، ص 80 ـ / کنز العمال للمتقی الهندی، ج 5، ص 677)
توضیح: دیدید ابوبکر چگونه با علی (ع) و طلحه که دو صحابی سر شناس پیامبر (ص) بودند برخورد کرد و خود را عالم تر از آنان دانست؟؟؟
« وقتی خبر به مهاجرین و انصار رسید که أبو بکر، عمر را به عنوان خلیفه معین کرده است، وارد بر أبو بکر شدند و گفتند: میبینیم که عمر را به عنوان خلیفه معین کردهای! با اینکه تو او را میشناسی و تندیهایش را نسبت به صحابه میبینی و با اینکه تو هم در میان ما هستی، او بدرفتاری میکند! اگر عمر را به عنوان خلیفه معین کنی و فردا به ملاقات خدا رفتی، جواب خدا را چه خواهی داد؟ »
(الإمامة و السیاسة لإبن قتیبة الدینوری، تحقیق الزینی، ج 1، ص 25)
روایت اوّل:
« و قد تکلموا مع الصدیق فی ولایة عمر و قالوا: ماذا تقول لربک و قد ولیت علینا فظا غلیظا؟ قال: أبالله تخوفونی؟ أقول: ولیت علیهم خیر أهلک. »
« مردم و بزرگان صحابه آمدند نزد أبو بکر و در مورد خلافت عمر به او اعتراض کردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهی داد که فردی را بر ما خلیفه کردهای که بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 6، صفحه 155)
« و لهذا لما استخلفه أبو بکر کره خلافتة طائفة، حتی قال له طلحة: ماذا تقول لربک إذا ولیت علینا فظا غلیظا؟ فقال: أبالله تخوفونی؟ أقول: ولیت علیهم خیر أهلک. »
« وقتی أبو بکر، عمر را به عنوان خلیفه معین کرد، تعداد زیادی از این کار ناراضی بودند. طلحه به أبو بکر گفت: جواب خدا را چه خواهی داد که فردی را بر ما خلیفه کردهای که بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 7، صفحه 461)
در بعضی از اسناد، عکس مورد نظر جلد یا صفحه اش با منبع نوشته شده همخوانی ندارد.
و این بخاطر این است که انتشارت کتابی که حقیر دارم، با انتشارات کتابی که سند های آن نوشته شده است، متفاوت است.
در این نوشته می خواهیم دو موضوع را روشن کنیم:
1- خلافت عمر با دستور ابوبکر و بدون مشورت با مردم انجام شد.
2- مردم از انتخاب عمر ناراضی بودند.
الف) ابوبکر عمر را بدون مشورت با مردم انتخاب کرد و اکثریت مردم نیز ناراضی بودند:
« لما استخلف أبو بکر عمر (رضی الله عنهما) … قد طلب من معقیب الدوسی أن یخبره عن رأی المسلمین فی ذلک فقال له: ما یقول الناس فی استخلافی عمر؟ قال: کرهه قوم و رضیه آخرون. قال أبو بکر: الذین کرهوه أکثر أم الذین رضوه؟ قال: بل الذین کرهوه. »
« وقتی أبو بکر میخواست عمر را به عنوان خلیفه معین کند، به معیقب الدوسی صحابی گفت: نظر مردم درباره خلیفه شدن عمر چیست؟ گفت: عدهای از خلافت عمر ناراضی هستند و عدهای هم راضی هستند. أبو بکر گفت: کسانی که ناراضی هستند تعدادشان بیشتر است یا کسانی که راضی هستند؟ گفت: کسانی که ناراضی هستند. »
(الآداب الشرعیة و المنح المرعیة امام محمّد بن مفلح، ج 1، ص 71، با تحقیق شعیب أرنوود)
تصویر شماره 1

تصویر شماره 2

ب) اعتراض مردم به خلافت عمر
« أن أبا بکر حین حضره الموت أرسل إلی عمر یستخلفه، فقال الناس: تستخلف علینا فظا غلیظا و لو قد ولینا کان أفظ و أغلظ ، فما تقول لربک إذا لقیته و قد إستخلفت علینا عمر؟ قال أبو بکر: أبربی تخوفوننی؟ أقول: أللهم إستخلفت علیهم خیر خلقک، ثم أرسل إلی عمر فقال: إنی موصیک بوصیة. »« وقتی مرگ أبو بکر فرا رسید، کسی را فرستاد نزد عمر تا بیاید و او را به عنوان خلیفه معین کند. مردم اعتراض کردند و گفتند: تو کسی را برای ما خلیفه میکنی که بد اخلاق و تندخو است! الآن هم که در زمان خلافت شما است و او خلیفه نیست، بد اخلاق و تندخو است و اگر خلیفه شود، بدتر خواهد شد! اگر عمر را خلیفه ما کنی، جواب خدا را چه خواهی داد اگر فردا خدا را ملاقات کنی؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ اگر نزد خدا بروم، میگویم: بهترین خلقت را خلیفه مردم کردم. سپس کسی را دنبال عمر فرستاد و گفت: من تو را به عنوان خلیفه معرفی میکنم. »
(المصنف لإبن أبی شیبة الکوفی، ج 8، ص 574 ـ / کنز العمال للمتقی الهندی، ج 5، ص 678 ـ تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 2، ص 671)
توضیح: نتیجه ای که از این روایت می توان گرفت، این است که:
مردم آمدند به أبو بکر اعتراض کردند، ولی او به اعتراض مردم إعتناء نکرد. آیا منطق حاکم اسلامی باید این باشد؟! آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) این طوری بود؟ آیا أمیر المؤمنین (علیه السلام) اینطوری بود؟ همه با أبو بکر مخالفت کردند، ولی او باز هم عمر را برای خلافت انتخاب کرد.
تصویر شماره 3

تصویر شماره 4

تصویر شماره 5

تصویر شماره 6

ج) مخالفت حضرت علی (علیه السلام) و طلحه:
« لما حضرت أبا بکر الوفاة إستخلف عمر، فدخل علیه علی و طلحة فقالا: من إستخلفت؟ قال: عمر، قالا: فماذا أنت قائل لربک؟ قال: أبالله تعرفانی؟ لأنا أعلم بالله و بعمر منکما، أقول إستخلفت علیهم خیر أهلک. »« وقتی وفات أبو بکر نزدیک شد، عمر را به عنوان خلیفه معرفی کرد. علی و طلحه وارد شدند بر أبو بکر و گفتند: چه کسی را به عنوان خلیفه معین کردهای؟ گفت: عمر را. گفتند: جواب خدا را چه خواهی داد در برابر این کاری که انجام میدهی؟ گفت: آیا میخواهید خدا را به من معرفی کنید؟ من از شما به خدا و عمر آگاهتر هستم. به خدا میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(الطبقات الکبری لمحمد بن سعد، ج 3، ص 274 ـ / تاریخ مدینة دمشق لإبن عساکر، ج 44، ص 251 ـ / إرواء الغلیل لمحمد ناصر الألبانی، ج 6، ص 80 ـ / کنز العمال للمتقی الهندی، ج 5، ص 677)
توضیح: دیدید ابوبکر چگونه با علی (ع) و طلحه که دو صحابی سر شناس پیامبر (ص) بودند برخورد کرد و خود را عالم تر از آنان دانست؟؟؟
تصویر شماره7

تصویر شماره 8

تصویر شماره9

تصویر شماره 10

د) اعتراض مهاجرین و انصار:
« فدخل علیه المهاجرون و الأنصار حین بلغهم أنه استخلف عمر، فقالوا: نراک استخلفت علینا عمر و قد عرفته و علمت بواثقه فینا و أنت بین أظهرنا، فکیف إذا ولیت عنا و أنت لاق الله عز وجل فسائلک، فما أنت قائل؟ »« وقتی خبر به مهاجرین و انصار رسید که أبو بکر، عمر را به عنوان خلیفه معین کرده است، وارد بر أبو بکر شدند و گفتند: میبینیم که عمر را به عنوان خلیفه معین کردهای! با اینکه تو او را میشناسی و تندیهایش را نسبت به صحابه میبینی و با اینکه تو هم در میان ما هستی، او بدرفتاری میکند! اگر عمر را به عنوان خلیفه معین کنی و فردا به ملاقات خدا رفتی، جواب خدا را چه خواهی داد؟ »
(الإمامة و السیاسة لإبن قتیبة الدینوری، تحقیق الزینی، ج 1، ص 25)
تصویر شماره11

تصویر شماره 12

روایت اوّل:
« و قد تکلموا مع الصدیق فی ولایة عمر و قالوا: ماذا تقول لربک و قد ولیت علینا فظا غلیظا؟ قال: أبالله تخوفونی؟ أقول: ولیت علیهم خیر أهلک. »
« مردم و بزرگان صحابه آمدند نزد أبو بکر و در مورد خلافت عمر به او اعتراض کردند و گفتند: جواب خدا را چه خواهی داد که فردی را بر ما خلیفه کردهای که بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 6، صفحه 155)
تصویر شماره13

روایت دوّم:
« و لهذا لما استخلفه أبو بکر کره خلافتة طائفة، حتی قال له طلحة: ماذا تقول لربک إذا ولیت علینا فظا غلیظا؟ فقال: أبالله تخوفونی؟ أقول: ولیت علیهم خیر أهلک. »
« وقتی أبو بکر، عمر را به عنوان خلیفه معین کرد، تعداد زیادی از این کار ناراضی بودند. طلحه به أبو بکر گفت: جواب خدا را چه خواهی داد که فردی را بر ما خلیفه کردهای که بد اخلاق و تندخو است؟ أبو بکر گفت: آیا مرا از خدا میترسانید؟ میگویم: بهترین خلقت را بر مردم خلیفه کردم. »
(منهاج السنة إبن تیمیة، جلد 7، صفحه 461)
تصویر شماره14

نکته مهم:
در بعضی از اسناد، عکس مورد نظر جلد یا صفحه اش با منبع نوشته شده همخوانی ندارد.
و این بخاطر این است که انتشارت کتابی که حقیر دارم، با انتشارات کتابی که سند های آن نوشته شده است، متفاوت است.
- ۹۱/۰۶/۱۳