اندکی تفکّر

خدا نکند مصداق آیه 23 سوره زخرف باشیم: گفتند: « ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا می کنیم. »

اندکی تفکّر

خدا نکند مصداق آیه 23 سوره زخرف باشیم: گفتند: « ما پدران خود را بر آئینى یافتیم و به آثار آنان اقتدا می کنیم. »

مشخصات بلاگ

من کاملا معتقد به حفظ وحدت هستم. و ارادتمند به مقام معظم رهبری.
و با حفظ این شرایط، سعی در شناساندن مذهب حقیقی اسلام دارم.

طبق حدیث منقول از رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، (سنن إبن ماجة، ج ۲، ص ۱۳۲۲، ح ۳۹۹۲ و...) که معروف به حدیث 73 فرقه هست، و در منابع مهم شیعه و سنی آمده است، پیامبر علیه الصّلاة و السّلام می فرمایند که بعد از ایشان، اسلام به 73 فرقه تقسیبم می شود که غیر از یک فرقه که ناجیه است، بقیه همه گمراه و گمراه کننده اند.

و در جایی دیگر، اهل بیتش را تشبیه به کشتی نوح می فرمایند. که هر کس سوارش شود، نجات می یابد و هرکه آن را ترک کند، غرق می شود. (المستدرک علی الصحیحین، ج2، ص343)

حال؛ این وبلاگ، با بررسی احوالات دو فرقه بزرگ اسلام، یعنی شیعه و سنّی، در زمینه های مختلف اعتقادی، روایی، شبهات، و... در پی شناساندن مسیر حق از مسیر باطل است.

حرف های یک سنی و پاسخ های شیعه:


گفتگویی بین شیعه ومسیحی:

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر یک شیعه بخواهد مسیحی را به اسلام دعوت دهد مسلما مسیحی می پرسد مرا به چه چیزی دعوت میدهی؟
شیعی می گوید تو را دعوت می کنم به اسلام وعدم غلو در مورد عیسی


مسیحی جواب می دهد>چطور مرا به عدم غلو دعوت می کنی در حالی که خودتان در مورد حسین غلو می کنید حتی طوری که می گوید آنها قبل از خلق بشر بصورت انوار خلق شده اند! این را خمینی در کتاب حکومت سیاسی ص 52 می گوید


شیعی می گوید شما مسیحی ها به عیسی استغاثه می کنید وبه مریم استفاثه می کنید بدون استغاثه به خداوند


مسیحی جواب می دهد شما هم همین کار می کنید شماها هم استغاثه می کنید به مهدی وحسین وفاطمه می گویید یا حسین یا علی با مهدی ما هم همین کار می کنیم فقط ما می گوییم یا مریم یا عیسی شما می گویید یا حسین یا علی پس فرقمان در چیست؟!


شیعی می گوید تو را دعوت می کنم که مسیح را عبادت نکنی وفرزندانتان را عبدالمسیح وغیره نام نگذارید

مسیحی جواب می دهد آیا شماها فرزندانتان را عبدالحسین وعبدالعلی وعبدالزهرا نام گذاری نمی کنید در حالی که آنها بندگان خدا هستند؟!


شیعی می گوید شما مسیحی ها از عیسی چیزهایی می خواهید که از خداوند نمی خواهید و قبور قسیس ها وکشیش ها را زیارت می کنید


مسیحی جواب میدهد شماها هم اضرحه ائمه خود را می بوسید وطواف می کنید واز آنان طلب حوائج خود می کنید و اموال خود را داخل این اضرحه می ریزید


شیعی می گوید کتب شماها مسیحی ها تحریف شده است

مسیحی جواب میدهد شما شیعه ها هم اعتقاد دارید که یاران محمد قرآن را تحریف کردند و در آن کم وزیاد کردند


شیعی می گوید خوب پس بین دین من وتو مسیحی فرقی نیست پس چرا مشترک نمی شویم ضد اسلام ؟

مسیحی جواب می دهد بله مشرتک شدیم در جنگهای صلیبی ضد اسلام ومسلمین

واینجا است که شیعی دست می کشد از دعوت نصرانی به اسلام زیرا هیچ فرقی بین دیانت خود ودیانت نصرانی پیدا نکرد

هذا والله تعالی اعلم


جواب های شیعه:


شبهه اول:

شیعی می گوید تو را دعوت می کنم به اسلام وعدم غلو در مورد عیسی
مسیحی جواب می دهد>چطور مرا به عدم غلو دعوت می کنی در حالی که خودتان در مورد حسین غلو می کنید حتی طوری که می گوید آنها قبل از خلق بشر بصورت انوار خلق شده اند! این را خمینی در کتاب حکومت سیاسی ص 52 می گوید.


پاسخ:

خلقت نوری پیامبر و اهل بیت از منابع اهل سنت:

1-
رسول الله (ص): خَلَقتُ أنا و علی من نور واحد.

ترجمه: من و علی از نور واحدی خلق شدیم.(ینابیع المودة، ص85)


2-
عبداللّه بن مسعود (رض) گفت: ...رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمود:‏
بدان، براستى خدا(ى متعال) دو هزار سال پیش از آفرینش خلق، من و على(علیه السلام)را از نور عظیم آفرید; آن هنگام که تسبیح و تقدیسى وجود نداشت
.

(بحر المناقب، محمد بن احمد الحنفى، ص69 )


3- ابو هریره گفت: در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) نشسته بودیم. در این هنگام على ـ رضى اللّه عنهـ پیش آمد. رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: "مرحبا به برادر و پسر عم من; من و او از نور واحد آفریده شده ایم .

(الرقائق، شیخ عبدالله حنفی، ص30 )


4- خَاطَبَنِی بِلُغَةِ عبدالله بن عمر قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ سُئِلَ بِأَیِّ لُغَةٍ خَاطَبَکَ رَبُّکَ لَیْلَةَ الْمِعْرَاجِ؟ فَقَالَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَأَلْهَمَنِی أَنْ قُلْتُ یَا رَبِّ خَاطَبْتَنِی أَنْتَ أَمْ عَلِیٌّ ؟ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ أَنَا شَیْ‏ءٌ لَا کَالْأَشْیَاءِ لَا أُقَاسُ بِالنَّاسِ وَ لَا أُوصَفُ بالشبهات [بِالْأَشْبَاهِ ] خَلَقْتُکَ مِنْ نُورِی وَ خَلَقْتُ عَلِیّاً مِنْ نُورِکَ فَاطَّلَعْتُ‏ عَلَى سَرَائِرِ قَلْبِکَ فَلَمْ أَجِدْ إِلَى قَلْبِکَ أَحَبَّ مِنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ فَخَاطَبْتُکَ بِلِسَانِهِ کَیْمَا یَطْمَئِنَّ قَلْبُک.

ترجمه: عبد اللَّه بن عمر گفت: شنیدم از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله ، در حالی که از او پرسیده شد که خداى متعال، در شب معراج با چه لغت و زبانى با تو سخن گفت؟ فرمود: به لغت و زبان على، مرا مخاطب ساخت ؛ در آن حال الهام شدم که بپرسم خدایا! تو با من سخن مى‏گویى یا على با من صحبت مى‏کند؟ خداوند فرمود: اى احمد! من شیء هستم (وجودم ) امّا نه مثل دیگر اشیاء و موجودات ؛ نه با مردم قیاس می ‏شوم و نه با چیزهاى مشابه توصیف مى ‏گردم. من تو را از نور خودم آفریدم و على را از نور تو خلق نمودم ، از آن پس به اسرار قلبت آگاه شدم و احدى را نزدیکتر و محبوبتر به قلب و دل تو از على نیافتم، از این رو به زبان و آواى على تو را مخاطب ساختم، تا قلبت آرام گیرد.

(
المناقب ، الموفق الخوارزمی ، ص78)


5-
خلقت من نور الله عز و جل و خلق أهل بیتی من نوری، و خلق محبوهم من نورهم، و سائر الناس فی النار.

ترجمه:
من از نور خدا آفریده شده ام و اهل بیت من از نور من خلقت یافته اند و دوستداران آنها نیز از نور ایشان آفرینش یافته اند و سایر مردم در آتشند.

(
ینابیع الموده ، قندوزی حنفی ، ج1 ، ص46)


خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام، چیزی فراتر از درک ماست.
این ها احادیثی هستند که در منابع شما آمدند.

بروید ببینید بجای مسخره کردن.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شبهه دوم:

شیعی می گوید شما مسیحی ها به عیسی استغاثه می کنید وبه مریم استفاثه می کنید بدون استغاثه به خداوند
مسیحی جواب می دهد شما هم همین کار می کنید شماها هم استغاثه می کنید به مهدی وحسین وفاطمه می گویید یا حسین یا علی با مهدی ما هم همین کار می کنیم فقط ما می گوییم یا مریم یا عیسی شما می گویید یا حسین یا علی پس فرقمان در چیست؟!


شبهه چهارم:

شیعی می گوید شما مسیحی ها از عیسی چیزهایی می خواهید که از خداوند نمی خواهید و قبور قسیس ها وکشیش ها را زیارت می کنید
مسیحی جواب میدهد شماها هم اضرحه ائمه خود را می بوسید وطواف می کنید واز آنان طلب حوائج خود می کنید و اموال خود را داخل این اضرحه می ریزید


پاسخ:


1- ما دو آیه در قرآن داریم:

الف) یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیله وجاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون مائده / 35)
ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده‏اید پرهیزگاری پیشه کنید و وسیله‏ ای برای تقرب به خدا انتخاب نمائید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

ب) واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا ... (آل عمران / 103)
ترجمه: و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید...

خب. بنظر شما وسیله ای که باید با آن به خداوند نزدیک شویم، چیست؟؟؟
و ریسمانی که باید به آن چنگ بزنیم تا گمراه نشویم، چیست؟؟؟

الف) حدیث ثقلین :

...ألا أیها الناس فإنما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربی فأجیب وأنا تارک فیکم ثقلین أولهما کتاب الله فیه الهدى والنور فخذوا بکتاب الله واستمسکوا به فحث على کتاب الله ورغب فیه ثم قال وأهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی أذکرکم الله فی أهل بیتی...

صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل علی بن أبی طالب رضی الله عنه، ص1873

قال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنی تارک فیکم ما إن تمسکتم به لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر کتاب الله حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض فانظروا کیف تخلفونی فیهما

سنن ترمدی، کتاب المناقب، باب مناقب أهل بیت النبی صلى الله علیه وسلم، ص197

لما رجع رسول الله - صلى الله علیه وآله وسلم - من حجة الوداع ونزل غدیر خم أمر بدوحات فقمن ، فقال : " کأنی قد دعیت فأجبت ، إنی قد ترکت فیکم الثقلین : أحدهما أکبر من الآخر ، کتاب الله - تعالى - ، وعترتی ، فانظروا کیف تخلفونی فیهما ، فإنهما لن یتفرقا حتى یردا علی الحوض " ، ثم قال : " إن الله - عز وجل - مولای ، وأنا مولى کل مؤمن " ، ثم أخذ بید علی - رضی الله عنه - ، فقال : " من کنت مولاه فهذا ولیه ، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه

المستدرک علی الصحیحین، ج4، ص72

خب. در این روایات پیامبر (ص) اهل بیت خویش را در کنار قرآن قرار داده و هدایت را بدست ایشان و قرآن میداند. و چنگ زدن به دامان ایشان را موجب نجات قطعی از گمراهی و ضلالت میشناساند.


ب) حدیث سفینه:

حاکم نیشابوری ، از اکابر علمای اهل سنّت، در کتاب « مستدرک الصحیحین ، ج2 ، ص343 و ج3، ص151» حدیث سفینه را این گونه نقل نموده : « مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی مِثْلُ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَ فِیهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا ــــ مَثل اهل بیت من مثل کشتی نوح است. هر که در آن سوار شد، نجات یافت و هر که از سوار شدن در آن تخلّف نمود، غرق شد»

در این حدیث، رسول خدا(ص) با صراحت تمام عدم تبعیّت از اهل بیت(ع) را معادل کفر دانسته اند.


2- ائمه ی ما در راه خدا همگی کشته شدند.

وقرآن صریحا اعلام کرد که:

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ (آل عمران / 169)

ترجمه: هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده ‏اند مردگانند، بلکه آنها زنده ‏اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‏شوند.


پس ما داریم کسانی را میخوانیم و از آنها طلب کمک میکنیم که در راه خدا کشته شده و زنده اند.


3- علت بوسیدن ضریح ائمه و تبرک جستن از آنها این است:


الف) اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یأْتِ بَصِیرًا...

ترجمه: این پیراهن مرا ببرید، و بر صورت پدرم بیندازید، بینا می‌شود... (یوسف / 93)

چشم حضرت یعقوب با چسباندن پیراهن یوسف بر چشمانش بینا شد.


ب) سیره اصحاب، تبرّک جستن به ظرف غذاى پیامبر(ص)، چاه‏هایى که آن حضرت از آن آب نوشیده‏اند و... - چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از رحلت ایشان - بوده است.

( صحیح بخارى، ج 3، ص 35؛ کتاب المغازى؛ فضائل اصحاب النبى، باب مناقب على بن ابیطالب/ صحیح مسلم، کتاب الجهاد السیر، ح 132 / صحیح مسلم، کتاب الحج، ح 323 و 326 / مسند احمد، ج 5، ص 68)


ج) بنی اسرائیل در جنگ‌های خود به صندوق حضرت موسی، تبرک جسته و عامل پیروزی خود می‌دانسته‌اند.


د)یک روزی یک عالم ایرانی به دیدار مفتی عربستان میره ویک جلد قرآن به این فرد هدیه میده.

جلد این قرآن از پوست بز تهیه شده بوده وقتی قرآن رو هدیه میکنه به فرد عربستانی، ایشون قرآن رو میبوسند وکنار میزارند.

عالم ایرانی میپرسه چرا پوست بز رو بوسیدی؟ ایشون درپاسخ میگوید :من این پوست رو بوسیدم بخاطر قران.

این پوست به تنهایی ارزش ندارد اما زمانیکه کتاب مقدسی همچون قرآن رو دربرداشته باشه ارزش پیدا میکنه بخاطر عظمت قرآن. بوسیدن ضریح ائمه اطهار هم به همین خاطر هست وگرنه ضریح اهن به تنهایی ارزش بوسیدن ندارد ولی زمانیکه منتسب شد به این بدنهای مطهر ارزش پیدا میکند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شبهه سوم:

شیعی می گوید تو را دعوت می کنم که مسیح را عبادت نکنی وفرزندانتان را عبدالمسیح وغیره نام نگذارید
مسیحی جواب می دهد آیا شماها فرزندانتان را عبدالحسین وعبدالعلی وعبدالزهرا نام گذاری نمی کنید در حالی که آنها بندگان خدا هستند؟!


پاسخ:

1. "عبد" در زبان عرب چند معنا دارد: اوّل پرستش و خضوع ، دوم مملوک و غلام، سوم اطاعت و فرمانبرداری.

الف) معنای پرستش: «یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم...». (بقره / 21)
ترجمه: «ای مردم پرستش کنید خدایی را که آفریننده ی شماست...».

«قال انی عبدالله آتانی الکتاب...». (مریم / 30)
ترجمه:
«گفت همانا من بنده ی خدایم...».

«إن کلّ من فی السّموات و الأرض إلّا آتی الرّحمن عبداً» (مریم / 93)
ترجمه: «هیچ موجودی در آسمانها و زمین نیست جز آن که خدا را بنده و فرمان بردار است».

ب) معنای مملوک و عبد:
«ضرب الله مثلاً عبداً مملوکاً لایقدر علی شیء...» (نحل / 75)
ترجمه: «خداوند مثل می زند بنده ی مملوکی را که قادر به هیچ نیست».«وانکحوا الأیامی منکم والصّالحین من عبادکم و أمائکم ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله والله واسع علیم» (نور / 32)
ترجمه: «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را، اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز میسازد. خداوند گشایش دهنده و آگاه است».


منظور ما این است:

عبودیت؛ به معنای اطاعت و فرمانبرداری و در کتابهای لغت این معنی وارد شده است. (لسان العرب و القاموس المحیط، مادۀ عبد)
بنابراین معین الفاظی مانند عبدالرسول و عبدالحسین که مورد نظر است همین معنای سوم است. عبدالرسول و عبدالحسین یعنی؛ مطیع پیامبر و امام حسین. و بدون تردید چون اطاعت از پیامبر و اولی الامر واجب است، هر مسلمانی مطیع پیامبر و ائمۀ بعد از ایشان میباشد:
«اطیعوا الله و اطیعوا الرّسول و أولی الأمر منکم».(5)
«اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولی الامر [= اوصیای خدا] را».
در منابع خودتان اولوالأمر اهل بیت معرفی شده اند.
بر اساس این آیه، قرآن پیامبر را «مطاع» و مسلمانان را «مطیع» معرفی کرده است و اگر کسی همین معنا را در نام فرزند خود بگنجاند، نه تنها قابل سرزنش نیست بلکه شایسته ستایش است. ما افتخار میکنیم که مطیع پیامبر و حضرت حسین باشیم، و به فرمان آنها گوش فرا دهیم.
البته واضح است که بین «عبدالرسول بودن» و «عبدالله بودن» منافاتی نیست و انسان در عین حالی که عبد خداوند است، مطیع پیامبر نیز هست. زیرا دانستیم که عبودیت در مورد خداوند، عبودیت تکوینی و ناشی از خالقیّت حق است، اما عبودیت در مورد پیامبر ناشی از تشریع و دستور خداوند است که انسانها را به اطاعت از پیامبر میخواند و پیامبر را مطاع مینامیم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


شبهه پنجم:

شیعی می گوید کتب شماها مسیحی ها تحریف شده است
مسیحی جواب میدهد شما شیعه ها هم اعتقاد دارید که یاران محمد قرآن را تحریف کردند و در آن کم وزیاد کردند


نمدانم این چیز های بی پایه و اساس از زبان چه کسی نقل شده.
ما یک عالمی داریم بنام محدث نوری که کتاب نوشته که در آن گفته قرآن تحریف شده.
و البته از سده یازدهم گروهی به نام اخباریون که جای گزین محدثین شدند، مسأله تحریف را مطرح ساختند و این قائله را بر پا نمودند، بنا بر این نباید این نظر نادرست را به همه شیعیان نسبت داد.
تمام علمای شیعه، بلکه تمام مردم شیعه معتقد به این هستند که قرآنِ الان، همان قرآنی هست که در زمان پیامبر بوده.
رشته تحصیلی من علوم قرآن و حدیث است. و چون رشته درسی من این است، این را میگویم.
وهابیون میگویند که ما شیعیان قرآن فاطمی داریم.
اما وقتی قاریان و حافظان ما در مسجدالحرام و مسجدالنبی قرآن میخوانند، آنها تعجب میکنند. و میگویند: مگر شما قرآنتان این است؟؟؟

در این لینک نظر 25 عالم بزرگ شیعه در باره عدم تحرف قرآن را ببینید.

اما...


شیعه قائل به تحریف است یا خلیفه ی دوم اهل سنت عمر ؟؟؟


عمر قائل به این بود که بعضی از آیات را میداند که در قرآن نیامده و این یعنی تحریف:


1. آیه رجم: در قرآن، حکم به رجم نیامده است فقط به جلد (تازیانه زدن زانی وزانیه) اشاره شده است، بنابراین رجم زانی و زانیه در شرایط خاصیدرسنت وارد شده و مورد اجماع امت است، ولی عمربن الخطاب گمان می کرد که درقرآن آیه رجم وجود داشته و این آیه موقع جمع آوری قرآن از قلم افتاده است، لذاهم واره می کوشید درج آن را به صحابه بپذیراند به طوری که قبلا ذکر شد هنگام جمع قرآن به وسیله زید بن ثابت، عمر خواست نظر خود را به جمع بقبولاند وعبارت «الشیخ و الشیخه اذا زنیا فارجموهما البته نکالا من اللّه واللّه عزیز حکیم»، پیرمرد و پیرزنی اگر زنا کردند آنان را سنگ سار کنید عقوبتی است از جانب خدا وخدا عزیز و حکیم است» را به عنوان آیه در قرآن قرار دهد به طور معمول از وی شاهد طلبیدند او نتوانست شاهد بیاورد، لذا پذیرفته نشد، ولی عمر پیوسته در این اندیشه بود که بر مردم عرضه کند و به گمان خود حجت را بر مردم تمام کند درآخرین روزهای حیات خود، بالای منبر تاکید نمود: «ای مردم! مبادا روز قیامت بگویید عمر به ما نگفت خدایا شاهد باش که گفتم و عرضه کردم ولی کسی آن را نپذیرفت» (1)
ظاهرا، عمر حدیثی را با آیه قرآن اشتباه گرفته است، زیرا زید بن ثابت می گویدشنیدم که پیامبر(ص) فرمود: «شیخ و شیخه اگر زنا کردند آنان را سنگ سارکنید» ممکن است عمر نیز آن را از پیامبر شنیده است و گمان کرده آیه قرآنی است که پیامبر تلاوت می فرماید. 


2. آیه رغبت: عمر، گمان داشت که در قرآن آیه ای با این نام وجود داشته و ساقط شده است او می گفت یکی از آیاتی که در قرآن می خواندیم این آیه بود: «ان لاترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم» (2) محتمل است عبارت مذکور حدیثی بوده باشد که از پیامبر شنیده شده اما او گمان برده که آیه قرآنی است که تلاوت می گردد. 


3. آیه جهاد: عمر هم چنین گمان می برد که این عبارت آیه قرآنی بوده واز قرآن ساقط شده است: «ان جاهدوا کما جاهدتم اول مره». (3)


4. آیه فراش: طبق گمان عمر عبارت «الولد للفراش و للعاهر الحجر» (4) ازآیات قرآنی بوده است در حالی که حدیث متواتری است از پیامبر اکرم (ص) که فرزند، از آن صاحب فراش (رخت خواب، کنایه از شوهر شرعی) است و عاهر (زانی) را نصیبی نیست. 


1- صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208 صحیح مسلم، ج 4، ص 167 و ج 5، ص 116 مسند احمد، ج 1، ص 23 و ج 5، ص 132 و 183

2- صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208 صحیح مسلم، ج 4، ص 167 و ج5، ص 116

3- الدر المنثور، ج 1، ص 106

4- الدر المنثور، ج 1، ص 106 فتح الباری، ج 12، ص 127 تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 261

  • جلال رضایی

نظرات  (۱)

سلام جلال جان وبلاگت عالیه . خدا خیرت بده .

یاعلی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">